خرید بک لینک

درباره سایت

194.

آخرین مطالب

امکانات وب

شاکی ام... از خودم. چون هنوز نتونستم اپلای دکترا بگیرم و نمی تونم هم فراموشش کنم. شرایط کاری تو ایران چنگی به دلم نمی زنه و اون قدر بهم انگیزه نمی ده که از خودم مطمئن باشم که مثلا سه ماه یا شش ماه حاضرم توی فلان کار مشغول بشم و هر روز برم و بیام. تو نقطه ی شروع یعنی بدون سابقه ی کاری و با دو تا مدرک لیسانس و ارشد ولو از دانشگاه های عالی کشور، نهایت حقوقی که بهم میدن قانون کار هست به ازای 54 ساعت کاری در هفته. یعنی صبح ها شیش پاشو و سوار سرویس شو برو سر کار و تا 4 عصر کار کن و بعد خسته و کوفته برگرد خونه. با حقوقی که چنگی به دل نمی زنه. یا اگر هم میزنه، اون قدر خسته و داغون می رسی خونه که دیگه از هیچ چیز نمی تونی لذت ببری. بعد تو اوج خستگیت وقتی تو مینی بوسِ سرویس کار نشستی و تو ترافیک گیر کردی، یادت میفته که تو قرار بود دانشجوی دکترای یک دانشگاه مطرح اروپایی با حقوق ماهی حدقل 2300 یورو باشی نه یه کارمند معمولی در ایران.

پ.ن 1: زمان دقیق نوشتن این پست خاطرم نیست. فقط می دونم احتمالاً بین پست قبلی و بعدی باید باشه و تاریخش رو همینجوری زدم.

پ.ن 2: قضاوتی بسیار کلی و نه کاملاً درست در مورد کار کردن در ایران که حتماً حالم خوش نبوده وقتی نوشتمش. میشه ایران بود و خوشبخت شد. میشه اروپا بود و بدبخت شد. کلاً هیچ ربطی نداره. نباید برای همه ی آدم هایی که ایران زندگی می کنن یه نسخه پیچید و گفت همشون شرایط کاری بد دارن و بدبخت. و هر کی اپلای کرده خوشبخته و شاد.

برچسب: نویسنده: سارا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:03

صفحه بندی