مخلص کلام آنکه باید تمام انرژی ام را روی همین پایان نامه ای که در دست دارم بگذارم. چرا که بناست تا سه ماه دیگر دفاع کنم فلذا وقت اضافی دیگری برای کارهای دیگر نخواهم داشت. خب البته لازم به گفتن نبود، این را می دانستم. مسئله این است که یک جایی گیر کرده ام و دو سه ماهی است که درجا می زنم. تا کنون با الگوریتم های هوشمند کار نکرده ام و تمام تجربه من در این زمینه مختص به طراحی یک شبکه عصبی پرسپترون در سال آخر کارشناسی می شود. این الگوریتمی هم که باید آن را اعمال کنم کمتر به گوش کسی خورده و لذا کمتر کسی می تواند مرا یاری دهد. البته کدش آماده است و من فقط باید تابع فیتنس آن را تعریف کنم. خب حالا که فکر می کنم پس مسئله آن قدر ها هم حاد نبوده است.
مسئله ی حاد یکی تنبلی من است، دومی هنگ کردن های بی شمار لب تاب مبارک HP Pavilion 6080 اینجانب که شش سال است خریده ام و از همان اول دست به هنگش خوب بوده است و حداقل سه بار زیر دست تعمیر رفته است و هیچ فرقی نکرده و فقط پول از جیب مبارک پدر و همسر بر باد رفته است. سومین مسئله ی حاد نیز مشغول کردن خودم با کارهای دم دستی در طول روز و متقاعد کردن خودم است که کارهایی که انجام داده ام مفید و ضروری بوده اند. حال آنکه در واقع چنین نیست. یا ضروری بوده اند و غیر مفید مثل غذاپختن و نظافت و یا مفید بوده اند و غیر ضروری مثل تمرین پیانو و کتاب خواندن. در حال حاضر تنها کاری که توامان هم ضروری هم مفید باشد کار کردن روی پروژه ارشد است. شروع کردن و ادامه دادنش همت خاصی نمی خواهد. فقط باید وقت بگذارم و با آن بازی کنم. آرام آرام همه چیز پیش خواهد رفت.
برچسب:
نویسنده: سارا اسماعیلی